راميلاراميلا، تا این لحظه: 16 سال و 7 ماه و 21 روز سن داره
رونیکارونیکا، تا این لحظه: 11 سال و 4 ماه و 25 روز سن داره

✿ کوچولوهای دوست داشتنی مامان و بابا ✿

عید نوروز 1392

  سلام به همگی ما برگشتیم از مسافرت     عیدتون مبارک         این هم سفره هفت سین امسال ما   راستی بهتون نگفتم ما رفته بودیم مسافرت تازه برگشتیم جاتون خالی خیلی خیلی خوش گذشت ، کلی گشتیم و جاهای دیدنی رو دیدیم اول بزارین بگم رفته بودیم شیراز و حسابی هم گشتیم، یعنی اگه راستش رو بخواید ما قبل از عید را افتادیم و سال تحویل تو راه بودیم اولین سالی بود که توی خونه خودمون نبودیم ولی این هم لطفی داره بعد نبود با اینکه دوست داشتیم سال تحویل خونه خودمون باشیم ولی ریسک کردیم و راه افتادیم و لذتش رو هم بردیم . یکسری عکس گرفتم که خالی از لطف نیستند . ...
19 فروردين 1392

تولد 3 سالگی رامیلا جون

                                                 تولدت مبارک دختر گلم       چند روز پیش تاریخ 91/12/13 تولد رامیلا خانم     بود و دختر قشنگم 3 ساله شد .     از شما دوستان عزیز متشکریم که برای ما پیام تبریک فرستادید .     ...
25 اسفند 1391

حرف جالب

  خیلی وقته که برای دخترم چیزی ننوشتم، می خوام برات بنویسم که چقدر خانم شدی و حرف بزرگ و جالب و زیبا می زنی ، می خوام برات بنویسم که چکارهای قشنگی انجام میدی، امروز صبح وقتی از خواب بیدار شدی مثل همیشه سراغ باباتو گرفتی و گفتی کجاست بعد از اون هم رفتی سراغ بازی کردن من هم که مشغول غذا درست کردن برای ناهار بودم بعد از اون هم اومدمو کمی باهات بازی کردم اسباب بازیهایی که ریخته بودی رو با هم کمی جمع کردیم بعد هم برات موزیک گذاشتم کمی رقصیدی در واقع سرگرم شدی تا بابا اتا از سرکار برگشت بعد هم به سراغ با اتا رفتی چون بابایی برای برگشتن کمی خرید کرده بودو سرگرم شدی با میوه ها، من هم از فرصت ...
25 اسفند 1391

بعد از یک غیبت طولانی ما اومدیم

  سلام به همگی و ممنون از دوستانی که تو این مدت به ما سر زدن و جویای احوال ما بودن و با عرض معذرت که نتونستیم پیشتون بیایمو سری بهتون بزنیم، ما یک مدتی مسافرت بودیم بعد از اون هم یکسری گرفتاریهای روزمره و مشکلات متعدد باعث شده بود که بنده نتونم بیامو به وبلاگ تک دخترم سر بزنم همچنین به شما دوستان عزیز .         ...
17 اسفند 1391

کوچولوی نازم بزرگ شده

  هفته گذشته بابایی اتا رفت که دفترچه هامونو تمدید کنه که دفترچه منو خودش رو تمدید کرد ولی مال تو رو نه وقتی پرسیدم چرا گفت : مسئولش گفت باید دفترچه خانم کوچولوتون عکس دار بشه   میدونی یعنی، قربونت برم یعنی دیگه خانم شدی ناز شدی بزرگ شدی .   برای همین بابایی اتا تورو برد عکاسی و عکست رو گرفت که ببره و دفترچتو تمدید کنه و این برای اولین بار بود که با بابایی اتا رفتیم تنهایی عکاسی و عکس گرفتی تازه بابایی اتا گفت حسابی هم اذیتش کردی تا تونستند ازت عکس بگیرند . ...
12 شهريور 1391